به گزارش خبرآنلاین در این پست تلگرامی به سخنان سوم دی ماه سال ۹۴ رهبری در این دیدار اشاره شده و به نقل از ایشان آمده است: «در اسلام، هر کس عصمت حضرت مسیح(ع) و حضرت مریم(ع) را منکر شود، از دین خارج است.»
محمدرضا محدث خراسانی قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس،
به ارائه جزئیات جدید از پرونده تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان پرداخت و
اظهار داشت: 1300 میلیارد تومان به شخصی به نام «ر . ا» داده شد تا در
جلسات دستورات شهابالدین غندالی مدیرعامل وقت صندوق ذخیره فرهنگیان را
اجرا کند، فردی که 10 درصد از سهام را از شهرداری خریده است. وی ادامه داد: محمد امامی سرمایهگذار مجموعه شهرزاد
بیش از هزار میلیارد تومان وام از بانک سرمایه گرفته که با دستور آقای
غندالی انجام شده است. ساختمان 2 میلیارد تومانی را 90 میلیارد تومان به بانک سرمایه فروختند قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان،
افزود: این موضوعات را به مقامهای امنیتی اعلام کردم که «آقای غندالی به
بانک سرمایه دستور داده است و قسمت ارزیابی آن به آقای غندالی گفته است که
اینکه گفتهاید 90 میلیارد تومان به این آقا بدهیم، این فرد که مستنداتی
ندارد اما وی اعلام کرده است با دریافت یک چک به وی پرداخت شود». محدث خراسانی یادآور شد: در خیابان جمهوری
اسلامی ساختمان خرابهای به مبلغ 2 میلیارد تومان به بانک سرمایه داده شده و
به جای آن، 90 میلیارد تومان گرفتهاند. وی با اشاره به اینکه 28 شرکت زیرمجموعه صندوق ذخیره
فرهنگیان است، گفت: اینها مورد غفلت هستند؛ سال 92 که آقای غندالی صندوق
ذخیره را تحویل گرفت، سود صندوق 1150 میلیارد تومان بود آن هم در بدترین
شرایط اقتصادی؛ در آن زمان بنده قائممقام صندوق بودم و آقای «امیدعلی»
مدیرعامل بود که در جلسه هیأت مدیره صندوق، آقای غندالی را به عنوان
مدیرعامل انتخاب کردند. سال 94 سود صندوق را به 400 میلیارد تومان رساندند قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان،
اضافه کرد: بنده به علیاصغر فانی وزیر وقت آموزش و پرورش گفتم «این کار را
نکنید، بنده معاون آقای غندالی نیز بودم در زمانی که وی مدیرکل آموزش و
پرورش کرمان بود» اما آقای فانی گفت «غندالی باید مدیرعامل شود» و البته
اعلام کردیم که حسابرسی میگوید سود 1150 میلیارد تومان است. محدث خراسانی یادآور شد: آقای امیدعلی در آن جلسه
اعلام کرد «برنامهریزی کردم که فقط شرکت پتروشیمی ما که در حال ساخت و ساز
است سال آینده به بهرهبرداری میرسد و حداقل بالای 600 میلیارد تومان سود
میدهد و اگر سال آینده در اینجا باشم بالای 1500 تا 1600 میلیارد تومان
سود این صندوق است». وی بیان داشت: غندالی سال بعد سود صندوق را به 900
میلیارد تومان رساند و سال 94 سود صندوق را به 400 میلیارد تومان رساند و
این کاهش سود، به خاطر سوءمدیریت وی است. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان، تأکید کرد: این خیانتی است که به معلمان شده است؛ اینکه صندوق
ذخیره بیش از 2 تا 3 هزار میلیارد تومان افت سود داشته است در حالی که
باید بیش از 1500 میلیارد تومان سود میداد. حال این را چه کسی پیگیری
میکند؟ محدث خراسانی عنوان کرد: شرکت سرمایهگذاری که باید
کار سرمایهگذاری میکرد را به فردی که ورزشکار بوده و زمانی در تیم ملی
بود، دادند و چنین کارهایی در شرکتها انجام شده است. وی در خصوص واگذاری مجتمع کامپیوتر پایتخت و اینکه آیا مجموعه سرمایهها همین مبالغی که اعلام شده است، متذکر شد: زمانی
که ما صندوق ذخیره را تحویل دادیم نزدیک به 8 هزار میلیارد تومان ملک را
به آقای غندالی تحویل دادیم و صورتجلسه آن وجود دارد و در حال حاضر نیز
سرمایه ملکی صندوق ذخیره 8 هزار میلیارد تومان است و این در حالیست که
زمانی که ما صندوق را تحویل گرفتیم این مقدار 3 هزار میلیارد تومان بود ضمن
اینکه 200 میلیارد تومان ساختمان مرحوم علاقهمندان وزارت آموزش و پرورش
نیز قیمت دارد که است برای فرهنگیان بوده اما دست آموزش و پرورش است. زمان تسویه با صندوق، 4 وزیر در جلسه بودند قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان با
اشاره به اعطای خودروهای لوکس به مدیران آموزش و پرورش، افزود: خود آنها
اعلام کردند که 350 خودرو بوده است که افراد متعددی گرفتند. محدث خراسانی در پاسخ به این پرسش که آیا اسناد
متقنی در این خصوص وجود دارد، گفت: از نمایندههای مجلس میخواهیم به صندوق
ذخیره بروند؛ بنده 6 سال قائممقام صندوق ذخیره بودم و کارمندان این
مجموعه نیز میگویند این موضوعات وجود دارد اما اگر ما سندی بدهیم اخراجمان
میکنند. وی با تأکید بر اینکه باید مجلس و سازمان بازرسی به
این موضوعات رسیدگی کند، خاطرنشان کرد: متأسفانه برخی این موضوع را سیاسی
میکنند. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان در
خصوص اینکه میگویند تخلفات به زمان گذشته ارتباط دارد، اضافه کرد: قطعاً
این طور نیست؛ چرا که اگر تخلفی صورت گرفته بود الان بنده نباید معلمی
میکردم. بنده قائممقام صندوق ذخیره بودم. محدث خراسانی تأکید کرد: زمانی که کار ما در
صندوق ذخیره فرهنگیان تسویه شد، 4 وزیر در جلسه نشسته بودند که این افراد
رئیس هیأت امنای وقت صندوق بودند و صورتجلسه را امضا کردند. حال اگر ما
تخلفی داشتیم چرا آن زمان این طور نگفتهاند. ماجرای 1300 میلیارد تومان وام به سرمایهگذار شهرزاد وی در پاسخ به این پرسش که نقش محمد امامی در تخلفات
صندوق ذخیره فرهنگیان چه بوده است، تصریح کرد: آقای امامی برای اینکه
فیلمی تهیه کند با آقای غندالی رابطه ایجاد کرد و از وی بین هزار تا 1300
میلیارد تومان وام با چک گرفته است که بعد نتوانست این مبلغ را برگرداند و
الان در زندان به سر میبرد. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان،
خاطرنشان کرد: بانکها چنین وامی را به کسی نمیدادند و اگر پرداخت
میکردند برای هر فرد معادل 150 درصد ملک میخواستند؛ پس این افراد به
جاهایی میروند که میتوانند نفوذ کنند؛ به عنوان مثال آنها اعلام میکنند
که اگر این فیلم در آینده تولید شد برای نمونه 20 درصد به شما سود میدهیم و
در قرارداد این طور امضا میکنند و وثیقهای نیز ندارند که البته باید
بدانیم فیلم جزو وثیقه نیست. محدث خراسانی متذکر شد: آقای غندالی با چک به آقای
امامی وام داده است و بعد آقای امامی نتوانسته است مبلغ را به صندوق
برگرداند؛ الان مشکل این است که بانکها وام نمیدهند و شرکتهای دیگر نیز
چنین وامی پرداخت نمیکنند اما پول 900 هزار معلم را به راحتی بذل و بخشش
میکنند و هیچ اتفاقی در این خصوص نیفتاده است. وی ادامه داد: اما اگر این مبلغ برای صندوق «شستا»
کارگران بود و با یک هشتم مبلغ یاد شده ، این اقدام انجام میشدف افراد
جمع شده و اعتراض میکردند. خانوادگی عمل میکردند تا موضوع به صورت سری بماند قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان در
پاسخ به این پرسش که آقای خجسته نماینده مجلس گفته بود که غندالی با زد و
بند به اقوام خود وام داده است حال آیا این موضوع صحت دارد، ابراز داشت:
اگر صحت نداشت که همسر و پسر غندالی را دستگیر نمیکردند. محدث خراسانی در واکنش به این پرسش که نقش خانواده غندالی در تخلفات صندوق ذخیره چه بوده است، تصریح کرد: اینها
به صورت خانوادگی کار میکردند یعنی غالباً خانوادگی عمل میکردند برای
اینکه موضوع به صورت سری باشد؛ البته منابع قضایی و نظارتی متوجه این موضوع
شدند. قائممقام مدیرعامل
اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان با بیان اینکه 63 درصد سهام بانک سرمایه به طور
مستقیم و غیرمستقیم متعلق به معلمان است، گفت: 43 درصد مستقیم از این طریق و
حدود 20 درصد نیز بین معلمان چه از طریق فروش و یا خرید آن تقسیم شده است. سانتافه برای 358 نفر محدث خراسانی با اشاره به اینکه بحث اصلی بنده این
است که به صندوق ذخیره فرهنگیان خیانت شده است، تصریح کرد: باید شرکتهای
آن را بررسی کنند؛ باید شرکت لیزینگ را بررسی کنند که در این مدت چه کرده
است و خودروهای سانتافه را از کجا داده است. وی در پاسخ به اینکه به چند نفر خودروی سانتافه داده شده است، افزود: آقایان خود قبول کردند که به 358 نفر سانتافه دادهاند و این خودروها بیش از 80 میلیون تومان وام داشته است؛ در حالی که این وام 80 میلیونی برای تک تک معلمان است. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان،
یادآور شد: در دوره ما این مبلغ را 8 میلیون تومان میکردیم و به 10 نفر
وام داده و به آنها پراید میدادیم حالا اینها اشرافیگری کردند و این مبلغ
وام را به یک نفر دادند. محدث خراسانی تأکید کرد: این خودروها بیش از
170 تا 180 میلیون تومان قیمت داشته است و یک معلم هرگز نمیتوانسته است
آن را خود بخرد ضمن اینکه قسط آن 2.5 میلیون تومان بوده است و
معلم که نمیتواند این مبلغ قسط بدهد در نتیجه این خودروها را به افراد خاص
و مدیران دادهاند که حقوقهای زیاد و بالای 5 یا 6 میلیون میگرفتند تا
بتوانند 2.5 میلیون تومان قسط بدهد. وی گفت: الان هیچ کدام از این موضوعات بررسی
نمیشود؛ الان بحثهایی است که در معاملات شرکتهای وابسته به صندوق
کارهایی انجام میشود و توقع ما این است ببینند که چه کارهایی در این
شرکتها صورت گرفته است. حقوق نجومی در صندوق ذخیره فرهنگیان قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان با اشاره به حقوقهای نجومی، افزود: در
قانون خدمات کشوری اعلام میشود که حداکثر حقوق 7 برابر حقوق حداقل باشد و
رئیس سازمان مدیریت نیز گفت باید حداکثر حقوق 6 میلیون و 300 هزار تومان
باشد. حال 20 میلیون تومان را از کجا آوردهاند. محدث ادامه داد:
بنابراین اول باید تعیین کنند حقوق بالای 6 میلیون تومان را چه کسانی
گرفتند و ثانیاً بحث این است که آقای غندالی در سال 94 حکم خود را اعلام
کرد نه فیش حقوقی خود را که البته 13 میلیون تومان بود که سروصداها بلند
شد؛ سوال این است که این مقدار برای کسی که در صندوق ذخیره ضرر داده، صحیح است؟ فردی که سود صندوق را از 1150 میلیارد تومان به 400 میلیارد تومان کاهش داده است. وی گفت: قانون تجارت میگوید باید به کسی پاداش داد که سود داشته باشد؛ نه کسی که کاهش سود داشته است. وی تأکید کرد: معلمان از 4 وزیر آقایان مظفر عضو
هیأت مدیره صندوق، اکرمی حاجی و فانی که در جلسات حضور داشته و تماشا
کردند، انتظار دارند که چرا از سال 93 به چنین فردی چیزی نگفتند و او را از
هیأت مدیره صندوق بیرون نکردند و چرا چیزی نگفتند که سود صندوق را پایین
آورده است؟ قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان یادآور شد: امنای
صندوق یعنی امین مردم؛ هر شرکتی مجمعی دارد و اعضای مجمع صاحب آن سهام
هستند و چون 900 هزار نفر عضو صندوق ذخیره فرهنگیان هستند به افراد انتخاب
شده اجازه دادند تا از طرف این تعداد عضو فعالیت کرده و کارها را انجام
دهند اما آیا آنها امانتدار بودند؟ وی عنوان کرد: همین اداره کردن صندوق ذخیره و اینکه
چرا سود کم بوده است و یا افرادی که در هیأت مدیرهها قرار دارند و آنها
بدون تخصص هستند، موضوع مهمی است. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان تصریح
کرد: فردی را به عنوان مدیرعامل شرکت بزرگ صنعتی در اراک به کار گماشتند
که فارغالتحصیل هنرستان است. «از آقای غندالی سؤال کردند که سابقه این فرد
چیست که پاسخ داد این فرد معلم فنی هنرستان بوده است»؛ آیا معلم هنرستان
اقتصاد میداند و باید کارخانه عظیمی را دست چنین فردی بدهند. قائممقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان در گفتوگو با فارس اعلام کرد
پشت پرده تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان/ وام ۱۳۰۰ میلیارد تومانی برای سرمایهگذار شهرزاد/ واگذاری خودروی سانتافه به ۳۵۸ نفر
قائممقام
مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان به جزئیاتی از پشت پرده تخلفات این
صندوق پرداخت و گفت: در این صندوق به صورت خانوادگی کار میکردند تا
موضوعات به صورت سری باشد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: آزادی حلب نشان داد سیاست خارجه جمهوری اسلامی در سوریه و عراق کاملاً منطقی بوده و منطق جمهوری اسلامی در منطقه تثبیت شد و مخالفان ما شکست سنگینی خوردند.
به گزارش فتن،
محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام امشب (چهارشنبه اول دی ماه) در برنامه گفتوگوی ویژه خبری درباره حوادث تروریستی اخیر در کشورهای اروپایی گفت: بعد از 50 سال امنیت کامل از زمان جنگ جهانی دوم در کشورهای اروپایی این اقدامات تروریستی بیسابقه بوده و موضوعی مهم و جدی است و اروپاییها بعد از سالها ترس و وحشت را تجربه میکنند.
وی افزود: البته این موضوع از خاورمیانه به اروپا رفته و عوامل تروریستی که از این کشورها به عراق و سوریه آمدند به کشورهای خودشان برگشتهاند. اگر اروپا نتواند فکر اساسی بکند این ناامنیها ادامه مییابد.
رضایی درباره ترور سفیر روسیه در ترکیه و عواقب آن در روابط 2 کشور گفت: این حادثه مشکل جدی درست کرد و حیثیت سیاسی روسیه زیر سوال رفته و اهمیت این ترور بیشتر از سقوط هواپیمای روسیه بود. اگر روسیه بخواهد روندی که با ترکیه شروع کرده به هم بزند ضررش بیشتر است، اما اگر بخواهد پاسخ ندهد لکه ضعفی برایش محسوب میشود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد: روسیه در وضعیت حساسی قرار گرفته ولی قصد ندارد رابطهاش را به هم بزند.
وی با بیان این که عقبنشینی ترکیه در مسئله سوریه بسیار مهم است اظهار کرد: ما هم از این همراه استقبال میکنیم و بیانیه 3 کشور نقطه عطفی در مسئله سوریه محسوب میشود.
رضایی درباره تاثیر آزادی حلب بر سرنوشت جنگ در سوریه گفت: آزادی حلب مانند آزادی خرمشهر است، با آزادی خرمشهر معادلات جنگ عوض شد و صدام حسین برگ برندهای نداشت. با آزادی حلب هم تروریستها خلع سلاح شدند و روند تزلزل و ضعف در آنها پیدا شده است.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که آزادی حلب نشان داد سیاست خارجه جمهوری اسلامی در سوریه و عراق کاملاً منطقی بوده و از همان اول اعلام کردیم که دولت مشروع سوریه باید به رسمیت شناخته شود و هرگونه دخالت محکوم به شکست است، تاکید کرد: با زور و فشار نمیتوان دولت مشروعی را ساقط کرد. منطق جمهوری اسلامی در منطقه تثبیت شد و مخالفان ما شکست سنگینی خوردند.
وی درباره نشست مسکو و جلسه سه کشور ترکیه، روسیه و ایران بر سر مسئله سوریه گفت: در کوتاه مدت این اتحاد 3 جانبه باید تقویت شود، بعضیها معتقد بودند ترور سفیر روسیه برای لغو این نشست بود. اما این ترور باعث شد این اتحاد شکل بگیرد.
رضایی افزود: البته دولت ترکیه نگران تهدیدات آمریکاست و این کشور بر سر 2 راهی قرار گرفته است. اما در کوتاه مدت این اتحاد تقویت میشود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه صحبتهایش با بیان این که انگلستان با 2 هدف وارد خلیجفارس شده گفت: یک هدف آنها این است که جای خالی آمریکاییها را در خلیج پر کنند، هدف دیگر آنها این است که بتوانند عربستان را کنترل کنند. روابط انگلستان و عربستان ضعیفتر میشود و این طبیعت همه دولتهای وابسته به غرب بوده است که اربابان همیشه نوکرها را کنترل میکنند.
وی درباره نقض برجام و بدعهدی آمریکاییها با تمدید تحریمها، اظهار کرد: دولت ما اقداماتی انجام داد از جمله این که پیشرانهای هستهای برای شناورها و زیردریاییها استفاده شود. اما اینها کفایت نمیکند و نباید حیثیت سیاست خارجه ما لکهدار شود.
رضایی خاطر نشان کرد: اگر این اتفاق ادامه یابد و جناب قاطع ندهیم سیاست خارجه ما بیاعتبار میشود و کسی به ما محل نخواهد گذاشت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این که برجام مثل برف در حال آب شدن است و اگر دولت جلوگیری نکند حیثیت سیاستخارجه ما زیر سوال میرود، گفت: دولت باید اقدامات بیشتری انجام دهد این وظیفه شورای امنیت و هیئت نظارت بر برجام است و نباید بگذارند برجام به یک جنازه کامل تبدیل شود.
وی با بیان این که بهبود نظام یارانهای میتواند یکی از راههای نجات اقتصاد ایران باشد، تصریح کرد: اگر یارانهها را براساس فرمول اولیه اجرا کنند میتوان پول را تا 90 درصد اضافه کرد و 45 هزار تومان فعلی به 90 هزار تومان برسد.
رضایی با بیان این که با 80 هزار میلیارد پول یارانهها میتوان اشتغال و تولید ایجاد کرد گفت: این حجم پول به صورت قطرات کوچکی به سطح جامعه میرود و تاثیری در تولید ملی ندارد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره برنامههای توسعه در کشور و کارآمد نبودن آنها، گفت: مشکل اصلی ما در مدیریت اقتصادی کشور است. دولتهای ما مدیریتشان مخارجی است، نه درآمدی و اگر پول نباشد نمیتوانند درآمدی کسب کنند. دولتها از طریق فروش نفت پول در میآورند در حالی که اول باید درآمد کسب کرده و بعد خرج کنند.
وی با بیان این که ما به چند نفر نیاز داریم تا شورای عالی اقتصاد کشور را تشکیل دهند، گفت: رفت و آمد دولتها نباید تاثیری بر آنها داشته باشد و این افراد کارآمدترین و با سوادترین افراد باشند. شورای اقتصادی کنونی ثبات ندارد و باید افرادی کارآمد و آشنا به سیاستهای کلی نظام ساختار تصمیمگیری در درازمدت را تشکیل دهند.
رضایی با بیان این که اختیارات در حوزه اقتصاد، تولید و بهداشت باید به شهرستانها و استانها داده شود گفت: سیستم بروکراسی ما سیستمی است که از قبل بوده و تحولی ایجاد نکردیم. فرهنگ مدیریتی ما بروکراتیک، سنتی و کلاسیک است و ما با این فرهنگ نمیتوانستیم تا 20 سال جنگ را پیش ببریم.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطر نشان کرد ما نیاز مدیریت جهادی با روحیه جهاد و احترام به مردم و تحویل گرفتن ارباب رجوع داریم.
وی با بیان این که فساد در سیستم اداری نمیگذارد اقتصاد تحرک پیدا کند تاکید کرد: این فساد مانع شایسته سالاری است، یک انسان بیارزه از طریق رانت طرحی را به نظام بانکی تحمیل میکند که هیچ فایدهای ندارد.
رضایی در پایان اظهار کرد: من از سیاستمداران و دولتمردان میخواهم اگر نمیتوانند خدمت بیشتری کنند لااقل در مذاکرات و توافقات امنیت ملی را دست کم نگیرند و نسبت به آن ناشکری نکنند. همه ما باید تلاش کنیم در عین حفظ امنیت اقتصاد را درست کنیم.
دوبرابر شدن بیکاری «مایه شرمساری» مسئولان خراسان جنوبی نیست؟
به
گزارش خاورستان به نقل از مهر مشرق ، ابتدای آذرماه سال جاری، مرکز آمار
ایران از افزایش دوبرابری نرخ بیکاری در استان خبر داد، نرخی که برخی
مسئولان آن را غیر واقعی می دانند و برخی هم به بالا رفتن و نرفتن آن کاری
ندارند چرا که معتقدند بیکاری مشکل همه دولتهاست و به زودی قابل حل
نیست.آماری که مرکز آمار ایران از میزان بیکاری منتشر کرده، نشان میدهد که
بیکاری رفته رفته افزایش یافته و فارغ التحصیلان و کارجویان بیشتری برای
ورود به بازارکار تمایل نشان میدهند. وزیر کار در هفته های گذشته، درحالی
از ایجاد دو میلیون و ۴۰۰ هزار شغل در دولت تدبیر و امید سخن گفته که صحت
آمارهای منتشره اشتغال را مورد تردید قرار داده است. کارشناسان اقتصادی
معتقدند این ارقام با تعداد واقعی بیکاران کشور و آمار مرکز آمار در خصوص
میزان بیکاری در تضاد و تناقض است و برخلاف آن چیزی است که مردم از وضع
بیکاری در جامعه احساس میکنند. رقم دو میلیون و ۷۲۹ هزار نفر آماری بود که
مرکز آمار از تعداد بیکاران کشور منتشر کرد، رقمی که نمایندگان مجلس،
مقامات بخش خصوصی، کارشناسان و فعالان اقتصادی آن را قبول ندارند و عدد
بیکاران کشور را بین ۴ تا ۵ و بعضا تا ۷ میلیون نفر برآورد میکنند.
هم اکنون نبود شغل و بیکاری به دغدغه بسیاری از جوانان و قشر دانشجو و
تحصیل کرده کشور و به خصوص خراسان جنوبی تبدیل شده است. بیش از 90 درصد
جویندگان کار در خراسان جنوبی بین 15 تا 34 سال سن قرار دارند که از این
مقدار، 38 درصد آنها فارغالتحصیلان دانشگاهی هستند.با نگاهی به نرخ بیکاری
استان در سالهای اخیر، می توان علت دغدغه و نگرانی خانواده ها و جوانان را
از آینده شغلی نامعلوم، درک کرد؛ به خصوص که میزان اشتغال ایجاد شده در
استان بنا به آمار مسئولین، با نرخ بیکاری همخوانی ندارد. آمار اشتغال در
حالی از سوی مسئولان، به صورت تصاعدی ارائه میشود که حتی با مقایسه ساده
به این تناقض پی میبریم؛ که چرا با وجود آمار اشتغالزایی دستگاههای
مختلف، نرخ بیکاری در سال 92 در خراسان جنوبی از 7.5 درصد به 9.1 درصد در
سال 94 افزایش یافته و درتابستان امسال با افزایش دو برابری، به 13.4 درصد
رسیده است؟
جالب است بدانیم؛ نرخ بیکاری خراسان جنوبی در سال 89، 6/9 درصد بوده است
و بنا به اعلام مسئولان وقت، نرخ بیکاری باید تا پایان برنامه پنجم توسعه
به 7 درصد کاهش می یافت و به همین منظور سالانه ایجاد 10هزار شغل ضروری بود
تا با کاهش نیم درصدی، نرخ بیکاری به 7 درصد برسد. هرچند مرکز آمار ایران،
در پاییز سال93 نرخ بیکاری خراسان جنوبی را ۷.۴ اعلام کرد اما باید پرسید
آیا با کاهش نرخ بیکاری بعد از 5 سال، سالانه 10 هزار شغل ایجاد شده است؟
هرچند که فروردین ماه سال جاری، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خراسان
جنوبی در خصوص ایجاد فرصتهای شغلی دراستان، گفت:« میزان 9 هزار فرصت شغلی
در بخش خدمات و صنعت در سال گذشته در استان ایجاد شده که تنها 2 هزار و 590
نفر به کار گمارده شدهاند.»این درحالی است که در دی ماه سال 93 تعداد
افراد جویای کار در استان ۱۸ هزار نفراعلام شده بود و نرخ بیکاری پس از 9
ماه یعنی در شهریور ماه سال 94 به 1/9 درصد افزایش یافته بود که نشان می
دهد تعداد افراد جویای کار افزایش یافته اند اما اینکه در همان سال با وجود
افزایش تعداد جویای کار، 6 هزار فرصت شغلی از دست برود، جای سوال است.
اگر تا چند سال پیش، استان کم جمعیت خراسان جنوبی جزو استانهای با نرخ
بیکاری کم بود، هم اکنون با افزایش دو برابری نرخ بیکاری، هفتمین استان
کشور با نرخ بالای بیکاری است که به اعتقاد کارشناسان بازار کار، بخشی از
افزایش نرخ بیکاری ناشی از اوضاع نامناسب اقتصادی و تولید است اما بخش دیگر
به برنامه ریزی مسئولان بر می گردد.تناقض آمار ایجاد اشتغال و نرخ بیکاری
را باید در زندگی مردم اشاره کرد، مطمئنا در هرخانه ای یک یا دو نفر فرد
جویای کار و بیکار وجود دارد که همین موضوع آمارهای متناقض مسئولین را زیر
سوال می برد. البته تعریف از فرد بیکار و شاغل در مرکز آمار و یا سازمانهای
دیگر متفاوت است و شاید به همین دلیل بود که امسال در سرشماری سال 95
گزینه بیکاری حذف شده بود. از آنجایی که آمارها نقش مهمی در برنامه ریزی
های کشور و استان دارد چرا نباید آمارها و تعریف از فرد شاغل و بیکار یکسان
گردد تا هم آمارهای ارائه شده موثق باشد و هم برنامه ریزی دقیقی برای
ایجاد شغل صورت گیرد؟
به گزارش خاورستان به نقل از فردوس برین حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری دریادواره شهدای ادوات شهرستان فردوس عنوان کرد:هرآنکس که بداند که شهدا به چه مقام و جایگاهی رسیده اند و چرا آن ها را در نزد خداوند متعال از زندگان هستند یقینا به آن مقام حسرت می خورند.
استاد حوزه دانشگاه در ادامه با اشاره به این که مجلس شهدا پیوند خورده ی به مجلس حضرت زهرا(س) و امام حسین (ع) است گفت: این عادلانه نیست که کسی بگوید تا انتخابات مجلس امام حسین نگیرید مسئولان بدانند کرسی و پستشان را مدیون شهدایند و اگر شهدا نبودند اکنون معلوم نبود که درکدام زباله دان اسیر بودیم.
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری ارتباط با اسلام را دارای سه مرحله علمی ، عینی و چشیدنی دانست گفت: اگر می خواهیم ارزش اسلام را بفهمیم و به آن دل ببندیم باید به مرحله چشیدنی برسیم آن هایی که مزه اسلام، قرآن و نماز را نچشیده اند حرف های یاوه می زنند.
این استاد حوزه ودانشگاه در ادامه تاکید کرد: ارتباط علمی یعنی شنیدن کلام اسلام و پیامبر با دل و گوش و چشم.
حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری در ادامه گفت: دشمن می داند که مردم حرف خدا وپیامبر را بشنود بلافاصله تصدیق می کنند برای همین آنقدر فضاهای مجازی و ماهواره ها گسترش می دهد تا جوانان دیگر فرصت شنیدن کلمات حق را نداشته باشند.
وی خطاب به مسئولان گفت: مسئولان بدانند که این میز و پست فرصت خدمتگذاری است نه غنیمت شمردن و پر کردن جیب خود و خانواده هایشان.
استاد حوزه ودانشگاه در این یادواره شهدا ضمن تشکر از هیئت های مذهبی و مساجد گفت: جلسات هفتگی و جلسات مذهبی همه هیئت ها یعنی ارتباط علمی با اسلام و خوب است بدانیم که 97 درصد شهدا مسجدی بوده اند و اکنون 85 درصد زندانیان طبق آمار با مسجد و هیئت رابطه ای نداشته اند.
حجت اسلام ماندگاری در خصوص ارتباط عینی عنوان کرد : هر آن کس که می خواهد چشم دلش باز شود باید لذت و آرامش در نماز و حس بد در اعمال زشت وناپسند را لمس کند و آن ها را رعایت کند .
وی ضمن تاکید بر استقامت و مداومت در راه اسلام گفت: هرکس که می خواهد در این راه استقامت داشته باشد باید از گناه و خطا مردم بگذرد طعم خوش عبادت را بچشد و از دارایی ها و جان خود نیز بگذرد.
صراط: فرزند
شیخ عباس قمی(ره) میگوید ایشان در آخر عمر به ما فرمودند: دعاهای دیگری
هم که خوب بود، مدّنظر داشتم که در مفاتیح بیاورم و مردم بهرهمند شوند،
امّا چون نرسیده بودم خودم عمل کنم، وارد نکردم.
به گزارش فارس، آیتالله روحالله قرهی مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران در جدیدترین جلسه درس اخلاق خود به موضوع «خطورات و مراقبه» پرداخت که مشروح آن در پی میآید:
* آغاز هر عمل نیکی، فکر است
در جلسه گذشته بیان کردیم: اگر تفکّر انسان، الهی شد؛ اعمال او هم الهی میشود. امّا اگر نعوذبالله تفکّر را کنترل نکرد، تمام اعمالش، به دست نفس دون و شیطان میافتد، شیطان، او را با خودش میبرد و رفتار و کردارش براساس همان تفکّر شیطانی میشود.
کما این که این، یک قاعده است، بیان کردند: «لیس للإنسان إلّا بتفکّره»، انسان، انسان نیست، إلّا به تفکّرش!
یکی از نکاتی که بیان کردیم و نشانهی اهمیّت تفکّر است، این بود که آیات الهی ما را دعوت به تفکّر کرده است و این تفکّر، تفکّر حقیقی است. منتها آن تفکّر که انسان را به سمت شیطان میبرد، تفکّر نیست، شبه تفکّر است.
لذا بیان کردیم: آیات الهی به آنهایی که گرفتار نفس دون هستند، «أفلا تتفکّرون» بیان میفرماید، یا این که به آنان که از تفکّر دور هستند، فرموده: «أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فی أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاَّ بِالْحَق» - که بیان کردیم این «ما بینهما» چه چیزی را میخواهد بیان کند -
امّا در مقابل، از نشانه آنهایی که اولیاء خدا و انسانهای الهی هستند، اهل تفکّر بودنشان را بیان کرده و میفرماید: «إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْباب، الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...».
لذا معلوم میشود که تفکّر، الهی است. آن که برای اهل گناه است، شبه تفکّر و تصوّر به تفکّر است و در حقیقت تفکّر نیست. مانند همان بحث تصوّر و تصدیقی که در مباحث منطق است. گاهی کسی تصوّر میکند که تفکّر است، امّا حقیقت ندارد.
لذا تفکّر، اینقدر مهم است که گاه بیان کردند: «فکرة ساعة خیر من عبادة سنة»، در روایت دیگری نیز فرمودند: «مِن عبادة الف سنة».
اصل تفکّر، عمل میآورد. امیرالمؤمنین فرمودند: «التَّفَکُّرُ یَدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِه»، تفکّر، انسان را به نیکی و عمل به آن، دعوت میکند. آغاز هر عمل نیکی، فکر است. این که انسان آسمان و زمین و خودش را ببیند، «وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...»، ببیند مبدأش کجاست، نهایتش چه خواهد شد. تفکّر کند که آمدنم برای چه بود؟ چگونه از طفولیّت به نوجوانی و از نوجوانی به جوانی و میانسالی و بعد هم رفتن میرسم؟! وقتی به اینها دقّت کرد، آنوقت تفکّر میکند که چه عملی انجام بدهم که برای خودم خوب باشد. یکی از معانی این «برّ»، همین است: چه عملی انجام بدهم که مناسب باشد و گرفتار نشوم؟!
چه کسی میتواند ناجی دیگران شود؟
فرمودند: «الناجی من نجا نفسه»، نجاتدهنده کیست؟ ملّا محسن فیض کاشانی به زیبایی میفرماید: آن کسی که بتواند اوّل، نفس خودش را نجات دهد. «و من تفکّر فی نفسه و تفکّر فی آثار الله و هو منجی»، چنین کسی که خودش را نجات داده، دیگران را هم میتواند نجات دهد. این تفکّر، عامل میشود تا انسان در اعمال خیر ورود کند.
اتّفاقاً آن کسی که تفکّر نمیکند، خودش را یله و رها میکند. دیگر امورش دست خودش نیست و دست شیاطین است و او را با خودشان میبرند، چون تفکّر نکرد. یک روز این طرف و یک روز آن طرف است. یک روز به این سمت میرود و یک روز به سمتی دیگر و این گرفتاریها برایش به وجود میآید. اینها حسب روایت شریفهای که خواهیم گفت، بدترین افراد هستند. در نهایت کار و آخر عمر هم میبینند که جدّی خسرالدنیا و الآخرة شدند؛ چون خودشان را رها کردند.
امّا آنهایی که به خود میاندیشند، برنده هستند. شاید کسی بپرسد: این به خود اندیشیدن، خودخواهی نیست؟! باید گفت: خیر، این خود اندیشیدن، یعنی ببینم کیستم، چه باید کنم؟ وظیفهام چیست؟ چنین کسی مراقبت میکند، گرفتار نمیشود و عملش را عمل نیک انجام میدهد، «التَّفَکُّرُ یَدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِه».
دلیل ماندگاری مفاتیحالجنان شیخ عباس قمی
این تفکّر آدمی است که او را به نیکی و عمل به آن نیکی دعوت میکند. معلوم میشود تفکّر حقیقی، عمل میآورد. نه این که فقط در نیکیها تفکّر کنم، بلکه عمل هم میکنم. قبلاً هم بیان کردم، یک دلیل این که مفاتیح الجنان آیتالله حاج شیخ عبّاس قمی(اعلی الله مقامه الشّریف)، ماندگار شده، به این دلیل است که ایشان، تک تک این ادعیّه را، اوّل خودش انجام داد و بعد نوشت. یعنی تا عمل نمیکرد، نمینوشت.
یکی از آقایان برای من نقل میکرد که آقازاده ایشان بیان کردند: ایشان در آخر عمر به ما فرمودند: دعاهای دیگری هم که خوب بود، مدّنظر داشتم که در مفاتیح بیاورم و مردم بهرهمند شوند، امّا چون نرسیده بودم خودم عمل کنم، وارد نکردم.
این مطلب خیلی مهم است و نشان میدهد که واقعاً آنها که برّ هستند، عمل میکنند.
تیرگی قلب، با قرآن خواندن!
وقتی کسی راجع به احسان صحبت میکند، باید به قدر وسع خودش، محسن و نیکوکار باشد و دست کسی را بگیرد. انسان هم باید دقّت کند که عملش را ببیند که چگونه است و هم باید حرکت کند. یعنی این مطالب باید عامل حرکت شود، نه یأس.
آیتالله العظمی بهاءالدّینی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: اگر کسی قرآن بخواند و آیات «فَأَمَّا الْیَتیمَ فَلا تَقْهَر وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَر» را تلاوت کند، امّا نه دست سائلی را بگیرد و نه در عمرش، به یتیمی رسیدگی کند؛ هر چقدر این آیات را تکرار کند، تیرگی قلبش بیشتر خواهد شد! - البته بیان کردم که ما نمیخواهیم یأس ایجاد کنیم، میخواهیم بگوییم که باید حرکت کنیم - لذا آیات قرآن، نور است، امّا وقتی عمل نکنی، تیرگی میآورد.
میدیدید منافقین و خوارج هم قرآن میخواندند، همین است دیگر. اگر انسان به آیات الهی - که همهی آنها، انسان را به خیر و دوری از شرّ دعوت میکند - عمل نکند، معلوم میشود که تفکّر نکرده است. یک سری از آیات قرآن، انسان را مستقیماً به خیر دعوت میکند و یک سری هم به دوری از شرّ. لذا اگر بخواهیم نتیجهگیری کنیم، تمام آیات الهی انسان را به خیر دعوت میکند. لذا عمل خیر انجام ندادن، نشان از تفکّر نکردن در آیات الهی دارد، «أفلا یتدبرون»، «أفلا تتفکرون» و ... .
منظور از تدبّر در قرآن، فقط رفتن به دورههای تدبّر در قرآن و ... نیست، تدبّر در قرآن یعنی ببینی که قرآن از من چه میخواهد و من به آن عمل کنم. بسا قاریانی که در جهنّم بیافتند. البته نمیخواهیم به کسی جسارت کنیم، امّا باید بدانیم که مهم عمل به آیات الهی است. همانطور که - پناه به ذات احدیّت - واعظانی داریم که زبانشان چنان در روز قیامت پهن میشود که دیگران از روی آن رد میشوند! اینگونه برای ما تمثیل میزنند تا ما مراقب و مواظب باشیم و عمل کنیم.
نهایت تفکّری که دعوت به برّ میکند، این است که ما را اهل عمل قرار میدهد. اگر اهل عمل نباشیم، بیچاره و گرفتار میشویم.
چگونه بفهمیم تفکّرمان، الهی است، یا خیر؟
شاید بپرسید: آیا میشود تفکّر ما، تفکّر الهی باشد؟ نشانه دارد؟
امیرالمؤمنین، مولیالموالی، اسدالله الغالب، علیّبنأبیطالب در فرمایشی میفرمایند: «نَبِّهْ بِالتَّفَکُّرِ قَلْبَکَ وَ جَافِ عَنِ اللَّیْلِ جَنْبَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّک»، با تفکّر خودت، دلت را آگاه، متنبّه، بیدار و هشیار کن و نگذار این قلب بمیرد. اگر قلب مرد، تمام است. صورت ظاهر زندهایم، قدم برمیداریم، مینشینیم، میخوریم، امّا اصلاً نیستیم.
این که میگویند: برخی از کسانی که میمیرند، متوجّه مرگ خود نمیشوند تا سرشان به سنگ لحد بخورد، یعنی غافل هستند و در غفلت به سر میبرند و اصلاً تفکّری ندارند. در دنیا دائم در حال خوردن و خوابیدن و چریدن حیوانی هستند. یعنی از تعبیر الانسان، حیوان الناطق، فقط همان حیوانیّتش را دارند و ناطقیّتش موجودیّت ندارد. بخورند، بیاشامند، بروند، بیایند، تکثیر نسلی کنند و ...، یک موقع دیگر تمام شود، همین! این قلب مرده. اگر بخواهیم قلب را زنده کنیم، باید آن را به فکر متنبّه کنیم؛ یعنی تفکّر کنیم.
لذا میدانید یکی از خصایص قیام در لیل، فقط نماز شب خواندن نیست، بلکه تفکّر است. برای همین بود که اولیاء خدا در دل شب، حتّی در سرما هم به حیاط منزلشان میرفتند و به آسمان نگاه میکردند و آیات تفکّریّه را - که در جلسهی گذشته بیان کردیم - تلاوت میکردند.
لذا این تفکّر، قلب را احیا میکند، «نَبِّهْ بِالتَّفَکُّرِ قَلْبَکَ»، حضرت در ادامه میفرمایند: «وَ جَافِ عَنِ اللَّیْلِ جَنْبَکَ»، در هنگام شب هم از بستر خود دوری کن، برخیز و قیام کن. حال، تقوای پروردگارت را داشته باش و مواظبت کن که از او، دور شوی «وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّک». لذا اگر انسان، اهل تفکّر شد، متّقی هم میشود و از همهی گناهان پرهیز میکند.
پس یکی از نشانههای تفکّر که بخواهیم بفهمیم تفکّرمان، الهی است یا خیر، عمل است. یکی از اعمال هم که در خلوتترین و مخفیترین زمان است و در آن - نعوذبالله - رنگ ریا خیلی کم هست، شبخیزی و قیام در دل شب است.
اگر شب قیام نکنیم، امام زمانی نمیشویم!
بزرگان و اعاظم ما به طلبهها میگفتند: اگر نماز شب نخوانید، اصلاً طلبه نیستید. بنده هم فرمایش آن بزرگواران را بیان میکنم و میگویم: چه طلبه، چه دانشجو و چه غیره، همه و همه، اگر شب قیام نکنیم، امام زمانی نمیشویم.
ولو شده ده دقیقه به اذان بیدار شوید. ولو شده فقط نماز وتر را بخوانید و یا شفع و وتر را بخوانید. خیلی اثر دارد، آرام آرام میبینید. نمیگویم نیم ساعت، نمیگویم یک ساعت، امّا اگر حداقل همین ده دقیقه را هم بیدار شوید، آرام آرام شما را به آن نیم ساعت و یک ساعت میکشاند.
وقتی قیام میکنید، یک تفکّری کنید که الآن همه خواب هستند. این خواب چیست که بیان فرمودند: «النوم أخ الموت» خواب، برادر مرگ است. این چیست که شاید بخوابم و دیگر بلند نشوم. این چیست که شاید بخوابم و دوباره بلند شوم؛ یعنی ذوالجلال و الاکرام به من فرصتی مرحمت کرده و باید از آن استفاده ببرم.
باور کنید که این تفکّر، اگر برتر از نماز شب نباشد، کمتر نیست. البته این مطلب بدین معنی نیست که دیگر نماز شب نخوانیم، اتّفاقاً آن تفکّر باعث میشود که نماز بخوانیم. چون ما را به عمل وادار میکند. پس اگر انجام ندادیم، معلوم میشود که آن تفکّر هنوز به وجود نیامده است.
لذا یک موقع فریب نخوریم که چون گفتند: اگر این تفکّر، برتر از نماز شب نباشد، کمتر نیست؛ پس من هم بگویم: دارم تفکّر میکنم و لازم نیست نماز بخوانم. بلکه اگر کسی به نماز خواندن نرسد، معلوم میشود که تفکّر نکرده است. چون امیرالمؤمنین فرمودند که تفکّر، عامل برّ است و به نیکیها میبرد و عمل به وجود میآورد، «التَّفَکُّرُ یَدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَ الْعَمَلِ بِه».
لذا نمیشود کسی تفکّر کند، امّا نماز نخواند. منتها همین که میخواهید برای وضو گرفتن بروید، تفکّر کنید و بگویید: خدایا! ممنونت هستم که خوابیدم و بیدار شدم، اگر بلند نمیشدم چه میشد؟ آیا قدرت داشتم که جلوی مرگ خودم را بگیرم؟!
نشانههای اهل تفکّر
پس نشان میدهد آنها که تفکّر فقط برای کارهای نیک است و غیر از آن، شبه تفکّر است. اگر هم گاه در باب روایات برای آنها هم تبیین به تفکّر شده، از باب تمثیل است و إلّا تفکّر حقیقی، آن است که انسان را به سمت برّ و نیکی میبرد.
اگر انسان به سمت نیکیها رفت، طبعاً عمل میکند. لذا نشانهی برّ، عمل به آن است.
چقدر جمعی به بیمارستانها رفتیم و به سراغ کسانی رفتیم که کسی را ندارند و منتظر هستند که کسی نزد آنها بیاید؟! چقدر شده به بیمارستان برویم و حتّی به خویشاوندان و یا دوستان خود سر بزنیم؟! اینقدر عجله داریم و دنیا، دنیای سرعت شده که اگر برویم هم به سرعت برمیگردیم، آیا از بغلدستیهای اقواممان حالی پرسیدیم؟! حداقل دو تا اتاق دیگر را سر زدیم؟! خیر، پس معلوم است که آن سر زدن به اقواممان را هم اجباراً رفتیم و از باب برّ نبوده است. آیا به تنهایی رفتیم به ایتام و بیماران گرفتار سر بزنیم؟!
لذا یکی از خصوصیّات اهل لیل همین میشود که روح آنها، روح لطیفی میشود و کارهای خیر انجام میدهند. اکثر هم طبیعی است که در خفا انجام میدهند که ریایی نشود. امّا گاهی هم برای خدا جمعی انجام میدهند که از باب تشویق باشد.
آنقدر این تفکّر مهم است که وجود مقدّس باقرالعلوم، امام محمّد باقر(علیه الصّلوة و السّلام) میفرمایند: شما بیشترین کارتان را تفکّر قرار بدهید.
در جلسهی قبل هم بیان کردم که امام صادق(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: بیشترین عبادت اباذر(علیه الصّلوة و السّلام)، تفکّر بود. حالا ببینید حضرت در اینجا هم چه میفرمایند: «تفکروا و بإجالةالفکر یستدر الرأی المعشب»، زیاد فکر کنید، چون با این زیاد فکر کردن و جولان دادن فکر (مدام فکر کند، تفکّر در آیات الهی، تفکّر در وجود خودش و ...)، رأیی پر ثمر برایتان میآید.
در کارهای معمول خودمان هم همینطور است، وقتی زیاد فکر کنیم، خوب است. امّا اگر کاری بدون فکر، جلو برود، گاهی خراب میشود. بدون فکر و تأمّل، کارهایی انجام میشود که گاهی به خود انسان ضربه میزند. گاهی به خانوادهاش ضرر میزند، یعنی خانواده به خاطر فکر نکردن یک شخص گرفتار میشوند. گاهی هم اجتماع گرفتار میشود. اگر در مورد کاری فکر نکنید، برجام میشود. از این به بعد چیزی را که فرجام و ثمر ندارد، برجام میگوییم.
لذا فرمودند: با جولان دادن فکر، رأی پر ثمر به وجود میآید. اگر میخواهید کارتان، برجامی نشود و فرجامی باشد، فکر کنید.
چه کنیم خطاهایمان، سریع پاک شود؟
آیتالله العظمی اراکی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، قبل از مرجعیّتشان، یعنی قبل از رحلت امام راحل عظیمالشّأن(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، در مدرسهی فیضیّه نماز میخواندند و نمازشان هم معروف بود که طولانی است و یک ساعتی طول میکشد. فیضیّه، پر میشد. شخصی یک شب بعد از نماز مغرب و عشاء به آقا گفت: ما چه کار کنیم که اگر خطایی کردیم، گناهی انجام دادیم، سریع پاک شود؟
آقا جملهی عجیبی فرمودند، فرمودند: در نیکیها زیاد فکر کنید که سریع کفّارهی گناهان و سیّئاتتان هست.
معمولاً میگویند: استغفار کنید، جبران کنید و ... . امّا ایشان فرمودند: زیاد در حسنات فکر کنید که این کفارهی گناهان و سیّئاتتان هست، بعد تأمّلی کردند و فرمودند: این که گفتم، روایت است؛ یعنی از خودم نگفتم.
بعدها من این روایت را دیدم، وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(علیه الصّلوة و السّلام) میفرمایند: «الفکر مرآة الحسنات و کفارة السیئات، و ضیاء للقلوب و فسحة للخلق، و إصابة فی صلاح المعاد، و اطلاع علی العواقب، و استزادة فی العلم و هی خصلة لا یعبد اللّه بمثلها».
چقدر تفکّر قشنگ است. باز هم معلوم میشود که فکر فقط در مورد مطالب الهی است و غیر از آن، فکر حقیقی نیست و مجازی است که حالا روایت آن را هم بیان خواهم کرد. شما از یک درخت، انتظار یک میوه را دارید، امّا درخت تفکّر، انواع میوهها را به انسان میدهد.
فرمودند: این فکر، آیینهی حسنات میشود. یعنی انسان مدام به نیکیها فکر میکند، این در وجودش ملکه میشود و عامل برای عمل میگردد. چگونه آیینه تصویر ما را جلوی چشممان میآورد، فکر هم اینگونه حسنات را جلوی ما میآورد. وقتی انسان مدام با حسنات رو به رو شد، ناخودآگاه میبینی که به اعمال حسنات ورود پیدا میکند.
جالب این است که حضرت در ادامه میفرمایند: «و کفارة السیئات»، پروردگار عالم میبیند آن کسی که زمانی بدی هم کرده، الآن با تفکّر دیگر خودش هم از آن بدی متنفّر شده است. لذا آن را میبخشد.
مگر غیر از این است که توبه، یعنی پشیمان شدن از آن گذشتهی پر از سیّئه انسان. توبه یعنی از گذشتهام بدم میآید. البته انسان باید استغفار را به زبان جاری کند. امّا حقیقت توبه یعنی دیگر بدم میآید، حالم از گذشته و از آن کردار و اعمالم به هم میخورد.
وقتی انسان تفکّر کرد و این، آیینهی حسنات برای او شد، دیگر از بدیهایش بدش میآید و این خود به خود کفّارهی سیئاتش میشود.
حدیث خیلی عجیبی است. من وقتی چند سال پیش این روایت را دیدم و به یکی از عرفا بیان کردم، فرمودند: حالا یک شبی مطلبش را میگویم. گذشت و من هم گفتم: دیگر چیزی نگویم. شبی محضر مبارکشان بودم، چند مطلب راجع به مرآة الحسنات بیان کردند که غوغا بود. من فقط یک مطلبش را بیان میکنم که در حدّ مجلسمان باشد، فرمودند: مرآة الحسنات این است: اتّفاقاً انسان همه چیز را خوب میبیند و فی ذاته متوجّه میشود که آنچه بدش میآید، من الشیطان است. یعنی آنقدر این تفکّر خوب است که راه را به انسان نشان میدهد و آیینهای میشود که به ما میگوید: این نیکی است، این نیکی است، ...، لذا وقتی خود این آیینه نیکیها را برای شما به تصویر کشید، شما از بدیها دور میشوید. آنوقت کفّارهی سیّئات میشود.
میوههای تفکّر
لذا حضرت علاوه بر آیینه بودن تفکّر برای حسنات و کفّارهی سیّئات در ادامه میفرمایند: «و ضیاء للقلوب»، این تفکّر، روشنی دلهاست. وقتی انسان تفکّر میکند، قلبش نور میگیرد، روشن میشود، میفهمد و سالم میشود.
پس قلب ضیاء یعنی نورانی میشود، میفهمد و اگر هم همه نستجیربالله خلاف مطالب الهی بگویند، او متوجّه میشود. باز هم بیان کردم قصد من نیست که سیاسی صحبت کنم، هر چند سیاست ما عین دیانت ما است، امّا نگاه کنید، وقتی تفکّر بود، قلب نور دارد، مانند امامالمسلمین میشود. آینده را میبیند که این به راستی برجام است و فرجام نیست. لذا میفرمایند: من خوشبین نیستم. دیدیم که واقعاً برجام هم شد و فرجام نشد.
لذا تفکّر، ضیاء برای قلب است. مؤمن این است. المؤمن ینظر بنور الله، مؤمن به نور الهی میبیند، متوجّه میشود.
پس انسان باید عجله نکند، مواظب باشد و با تفکّر کار کند. این مطلب، ثمرات بسیار عالی برای انسان خواهد داشت، از جمله این که قلبش پر از نور میشود و دیگر این که: «و فسحة للخلق». فراخی برای خلق دارد.
یعنی وقتی کسی فکر کرد، اوّلاً آرامش دارد و قلبش پر از نور است. ثانیاً ضرر به دیگران نمیزند و برای خلق، گشایش ایجاد میکند. چه کنیم؟ دهانمان را ببندیم؟! امّا چه کردند؟! در این چهار سال، ما را چندین سال عقب راندند و به جای آن که «فسحة للخلق» شود، سبب مشکلات برای خلق شد. همه به خاطر بدون تفکّر کار کردن است.
«و إصابة فی صلاح المعاد»، به وسیلهی این تفکّر، آدم میفهمد که چه چیزی برای آخرتش صلاح است. چون دنیا که میگذرد، دنیا دو روز هم نیست، چشم بر هم میگذاری، میبینی تمام شد، خیلی به سرعت میگذرد.
ابوالعرفا، آیتالله العظمی ادیب در اواخر عمر شریفشان (شاید پنج یا شش ماه نکشید که فوت کردند) فرمودند: من به لطف و مرحمت خداوند، توفیق داشتم که با خیلیها مطلبی داشته باشم (منظورشان مکاشفه بود)، سؤال کردم: آن لحظهی آخر چگونه بود؟ فرمودند: آن لحظهی آخر فهمیدیم دنیا به سرعت مرّ السّحاب؛ یعنی گذشتن یک ابر بود. بعد فرمودند: یکی از این آقایان که به من گفتند: مرّ السّحاب بود، بیش از صد و بیست سال عمر کرده بود!
جدّی اینطور است و عمر سریع میگذرد، «و الآخرة خیر و أبقی». وقتی کسی تفکّر میکند، صلاح معادش را میخواهد، نه این دنیا را. اگر کسی اهل تفکّر شد، واقعاً متوجّه میشود که این فرمایش نبوی که فرمودند: «الدنیا مزرعة الآخرة» چیست و آن را درک میکند. فقط اهل تفکّر هستند که میتوانند دنیای خود را مزرعهی آخرتشان کنند. لذا به آنچه صلاح معادشان هست، میرسند. «إصابة» یعنی رسیدن؛ پس به صلاحی که برای معاد و آخرتشان هست، میرسند. به تعبیر دیگر، عاقبت اندیش هستند، عاقبت را میبینند و متوجّه میشوند. این خصوصیّت تفکّر و یک میوهی دیگر آن هست.
یک میوهی دیگر که حضرت میفرمایند در فکر کردن هست، این است: «و اطلاع علی العواقب»، از عواقب امور مطّلع میشوند و این خصوصیّت بزرگی است.
امام راحل عظیمالشّأنمان چه میفرمودند، الآن امام المسلمین چه میفرمایند، عواقب را میبینند که میفرمایند، نه این که از روی هوی و هوس و نستجیربالله کینهورزی، مطلبی را بگویند. برعکس دیگران هستند که کینهورزی دارند و نمیخواهند اسلامی باقی بماند.
در هر مطلبی هم اهل تفکّر باشیم، عاقبتش را میبینیم. مثلاً در زندگی فردیمان، با تفکّر پیش برویم، عاقبت کار را به ما نشان میدهد. ولیّ خدا میخواست برای ما مثال بزند، میفرمود: شنیدید بعضیها سراغ آیینهبینی، سحر و این مسائل باطل میروند، مرآة این است. عاقبتت را میبینی، متوجّه میشوی عاقبت این امر چه میشود و این خصوصیّت تفکّر است: «و اطلاع علی العواقب»، بر عواقب امور اطّلاع پیدا میکنی.
اولیاء خدا عواقب امور انسانها را میدیدند، چون اهل فکر بودند. من به یکی از این ابرار و اولیاء الهی گفتم: پس چرا بعضی نمیگویند؟ فرمودند: برای این که آن شخص عمل نمیکند و ضایع میشود.
میوهی دیگر تفکّر، این است: «و استزادة فی العلم» مدام به علم او اضافه میشود. میفهمد، بیشتر متوجّه میشود. عاقبت یک کار را دید، در کار دیگر هم میفهمد که چه خواهد شد و بدین ترتیب عالم مجرّب خواهد شد. مگر نفرمودند: «التجربة فوق العلم»؟ لذا با تفکّر، بر علمش افزوده میشود و میفهمد. خدای متعال عنایت هم میکند.
اصلاً خیلی از علومی که اولیاء الهی دارند، نمیشود با درس خواندن به وجود بیاید. اگر چه خوب هم درس خواندند و جلو رفتند و کار کردند، اشتباه نشود. امّا خیلی از این مطالبی که به آنها داده شد، به خاطر آن تفکّر است. تفکّری که صلاحآور بود، مرآة حسنات بود، کفّارهی سیّئات بود، ضیاء قلب بود و ... . لذا به واسطهی خود این، به علمش اضافه شد و علوم دیگر را هم دادند، «و استزادة فی العلم».
اصلاً خلّص کلام، میدانید خود این تفکّر چیست؟ حضرت فرمودند: «و هی خصلة لا یعبد اللّه بمثلها»، این خصلتی است که اصلاً مثلی ندارد. برای همین است که حضرت ثامنالحجج(علیه الصّلوة و السّلام) فرمودند: «لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلاةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ»، عبادت، زیادی نماز و روزه نیست (یعنی اینها که باید باشد، اتّفاقاً آنهایی که اهل تفکّر هستند، اهل صلاه و صیام میشوند و إلّا صلاه و صیام ظاهری به درد نمیخورد)، عبادت، تفکّر در امر خداست (نه ذات خدا، بلکه امر خدا).
لذا حضرت در اینجا هم میفرمایند: خصوصیّات تفکّر را برای شما خلاصه کنم، اصلاً خصلتی مانند تفکّر در عبادت پیدا نمیکنید و هیچ عبادتی به پای آن نمیرسد، «و هی خصلة لا یعبد اللّه بمثلها». بالاترین عبادت همین تفکّر است.
اهل تفکّر، اهل حکمت میشوند!
لذا نشانههای اهل تفکّر همین است که اهل نماز، قیام، خیرخواهی، عبادت و ... میشوند و عبادت حقیقی پیدا میکنند. طوری میشود که اهل حکمت میشوند.
مطلبی بگویم که زمینهای برای جلسهی آینده شود - دو داستان راستان است که بسیار زیباست و در جلسهی آینده بیان خواهم کرد - امیرالمؤمنین فرمودند: «الْفِکْرُ فِی غَیْرِ الْحِکْمَةِ هَوَسٌ»، اندیشیدن در غیر از حکمت، هوس است، بیهودگی است و فایدهای ندارد.
معلوم میشود اگر کسی اهل تفکّر است، اهل حکمت هم هست. آن حکمتی که به ما بسیار تأکید کردند و فرمودند: «هلک من لیس له حکیم یرشده». هلاک شد آن کسی که حکیمی نداشته باشد که او را راهنمایی کند. به صورت ظاهر زنده است، امّا در حقیقت هلاک شده و مرده است. منظور هم این است که وقتی حکیم مطلبی را گفت، بپذیرد و عمل کند، نه این که فقط به دنبال نسخه گرفتن از این و آن باشد. اگر من مریض شوم، پیش پزشک بروم و نسخه بگیرم، امّا آن دارو را تهیّه و مصرف نکنم، خوب میشوم؟! نسخه را باید تهیّه کرد و مانند آنچه حکیم گفته، عمل کرد. امّا معالأسف اکثر ما اینطور هستیم که وقتی به اولیاء خدا میرسیم، نسخه میخواهیم، امّا عمل نمیکنیم.
فرمودند: خود فکر، حکمت است، چرا که فکر در غیر از حکمت، هوس است. إنشاءالله به فضل الهی در جلسهی آینده بیان خواهم کرد که این هوس چیست.
بهترین و نزدیکترین راه، برای در امان ماندن از گناهان
عزیزان من! طبعاً باز یکی از راههای مصون ماندن از فکر غیر الهی - که شبه فکر است و فکر نیست - اتّصال به آقا جان، حضرت حجّت است. شروع این اتّصال هم با یاد آقا جان است.
این که من اصرار دارم و اکثر هفتهها بیان میکنم که هر شب با آقا جان صحبت کنید و حداقل هر ساعت یک دعای سلامتی برای ایشان بخوانید؛ برای همین است. حتّی اصرار به این دارم که اگر یک موقعی یادمان رفت و دیدیم دو، سه ساعت است که نخواندیم، قضای آن را به جا بیاوریم. پس اگر بخواهیم خودمان را مکلّف کنیم، قضا دارد. حتّی بیان کردم که وقتی میخواهید بخوابید، برای آن ساعاتی هم که خواب هستید، بخوانید. چرا؟
چون یکی از خصوصیّات فکر، ذکر و به یاد بودن است. کما این که عرفای عظیمالشّأن بیان میکنند: «الفکرُ ذکرٌ»، فکر، ذکر و یاد است. «و الذکر عامل للعمل» آنوقت این یاد، عامل برای عمل است.
اگر دائم یاد آقا جان، حضرت حجّت باشیم، در حصن حصین قرار میگیریم. انسان دائم یاد آقا جان باشد، حضرت عنایت میکند. ایشان که فرمودند: ما شما را فراموش نمیکنیم. ما هستیم که باید ایشان را فراموش نکنیم. آقا که آقاست و آقاییاش را دارد، ما هستیم که نیاز داریم جلو برویم و اعلان کنیم که آقا! یادت هستیم، پس عنایت هم بیشتر شود و آنوقت است که در حصن حصین هستیم.
بالصّراحه بیان میکنم: بهترین و نزدیکترین راه، امروز، برای در امان ماندن از گناهان، ذکر و یاد آقا جان، حضرت حجّت(اروحنا فداه) است و إلّا جلوات دنیا ما را میبرد، ما که اهل تقوا و أتقی نیستیم. فقط تنها راهی که ما را به تقوا هم نزدیک میکند که آرام آرام پلههای تقوا را بالا برویم و به أتقی برسیم «إن اکرمکم عندالله أتقاکم»، همین یاد آقا جان است.
چه اشکال دارد که شما استاد دانشگاه هستی، شما استاد حوزه هستی، شما دانشجو هستی و مباحثه و گردهماییهایی دارید، آغاز بحثتان با دعای سلامتی آقا باشد؟! یاد کنید و مدام بگویید. یاد آقا را در دلمان زنده کنیم و ثمراتش را ببینیم.